.... و چه زود سال ها گذاشت.
یادت که هست؟ در تمام این سالها گاه و بیگاه نم نم بارانی می زد
پنجرهای تر می شد, پرنده ای از سر شاخه می پرید...
این ها را که خودت میدانی..
آنچه نگفته بودم این بود
که بس که زیر این نم نم باران نشستم
رنگ دلتنگی از دل تنگم شسته شد.
از تو چه پنهان
در گذر این سالها به این هوای بارانی دل بستم!
و چه زود دلبستگی ها جای دلتنگی ها را پر کردن

نظرات شما عزیزان: